به نام خداوند لطیف
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:00
امشب بعد مدت ها اومدم تا بنویسم، سلام زندگی. +مادر عزیزتر از جانم روز 26 اسفند 96 عمل جراحی انجام دادند و تا 23 فروردین در مرخصی به سر می برند. چه روزها و شب های بسیار وحشتناکی بود. خداروشکر گذشت. من سر همین موضوع چشمم یرای مدتی تیک عصبی پیدا کرد. وا
au nom de Dieu
-
تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 22:38
+عنوان به زبان فرانسه یعنی به نام خدا و شاید من این عبارت رو نزدیک 6سال پیش یاد گرفتم و نمی دونم چجوری از حافظه ی بلند مدتم خودشو انداخت بیرون و اومد روی صفحه. +میشه ماکارونی با سالادشیرازی رو فقط نگاه کرد و تا سال ها لذت ببرد. +پنجشنبه شب خونه ی دایی آقای سین بودیم و چقدر هر دوی اونا مهمون نوازند ا...
به نام نامی سرنوشت
-
تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 22:38
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
به نام الله
-
تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 14:19
*پسر عمه ی آقای سین فوت شدند و من از این بابت بسیار ناراحتم، رو نشون قرین رحمت و آرامش. *چقدر زندگی کوتاه، کاش می دونستیم و آنقدر دونه های نفرت و کینه برای کبوترای دلمون نمی پاشیدیم. *دلم برای حال و هوای آموزشگاه تنگ شده.برای ابراز علاقه ی دانش آموزان، سلام کردنشون، تیچر گرفتنشون *شنبه فسنجان درست ک...
به نام رحمان و رحیم
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:14
ان شاالله اگه خدا بخواد دارم مادر می شم... م ا د ر
به نام خدا
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:14
*بیشتر تقصیر رفتارهای ویژه ی میم هستش که این مسئله پیش میاد. منم کمی حساس هستم. هیچ وقت من رو درک نکرد و هیچ وقت به من به چشم دخترش نگاه نکرد و هیچ وقت نخواست به چشم مادر نگاهش کنم. زمانی هم به آقای سین حرفایی زد که خیلی چیزها رو بدترین کرد. من می سپارم دست خدا که بهترین قاضیه.برچسبها: تلخنوشت + نوش...
به نام خدای مهربان
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 23:56
*آقای سین عزیز مریضه و پیش دکتر هم رفتیم که خانم دکتر هر چی من می گفتم تکرار می کرد و خیلی هم تشخیص درستی داشتند:/ خدایا آقای سین عزیز و با گذشت رو زود خوب کن، الهی آمین. *تلفن که زنگ خورد گوشی رو برداشتم دیدم صدایی نمیاد دو بار گفتم الو دیدم یه صدای عشقولی از پشت گوشی میگه (گالی) منو میگی عشق کردم ...
زندگی
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 6:36
خوشبخت منم. خدای من یه بوسه ی محکم برای شما بابت داشتن آقای سین باگذشت :) یه بوس دیگه برای شغل مورد علاقه ام:) سومین بوس هم بابت محرم و انرژی مثبتش:) +بلاگ فا رو دوست داشتم و الان 5سالی هست که دیگه دوستش ندارم اما از روزی که خاطرات دفترم
می نویسم خطی از قطره های دریای زندگی ام
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 6:36
به نام خدای مهربان و لطیف امروز خوب بود. از اون روزهایی که حس مثبت داشتم. صبح پاشدم آبگوشت موردعلاقه ی آقای سین عزیز رو پختم با برنج که خیلی عالی شده بود و آقای سین عزیز سلطنت دیگ برنج رو برعهده گرفته بودند (با سپاس فراوان از آقای سین عزی
به نام نامی الله
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 6:36
*سلام. نشسته بودم توی تاکسی جلوش نوشته بود سلام ذکر خداس چرا سلام نمی کنی مسلمون با یه خنده ی اینجوری:) *از حرفای دکتر، مدیر آموزشگاه، کلی دلخور بودم و به آقای سین هم منتقل کردم تا این که خانم الف برام پیام داده که این ترم جزو سه مربی برت