+مادر عزیزتر از جانم روز 26 اسفند 96 عمل جراحی انجام دادند و تا 23 فروردین در مرخصی به سر می برند. چه روزها و شب های بسیار وحشتناکی بود. خداروشکر گذشت. من سر همین موضوع چشمم یرای مدتی تیک عصبی پیدا کرد. وای که چقدر فشار روی من بود. چقدر داد زدم و گریه کردم.
+آقای سین عزیز و با گذشت همیشه توی سختی های زندگی همراه و دلسوز منه، منم عاشقشم.
+(ز) خانم باحیا و پر افتخار داره بزرگ میشه، خدایا شکرت.
+عید خیلی جاها رو نرفتیم، امسال بدترین عید عمرم بود.
+ویروس بدی گرفتم و از دوشنبه درگیرشم و نمی دونم چرا گلوی بنده را رها نمی کنه.
برچسب:
نویسنده: سارا میرزاپور